سالاریها

18 دی 1397 - 12:44
سالاریها

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

بخش 11

متوسط

بخش 12

متوسط

بخش 13

متوسط

بخش 14

متوسط

بخش 15

متوسط
  • اگر بابا، به چشم، سید عبدالرحیم سالارفش را که محضردار بود، نمى‌دید از بوى گلابى که از صورت گوشتالو و سینه پشم‌پوشش تراوش مى‌کرد و از گند سیگارهاى دست پیچش، او را از چند قدمى تشخیص مى‌داد. آقاى سید عبدالرحیم سالارفش شوهر انیس‌الملوک خواهرزاده سالار بود که از ته و توى کارهاى سرپرست خانواده خبر داشت و به همین وسیله توانست روضه‌خوان دیروزى، محضردار عمده بروجرد و توابع باشد و اسم‌ورسمی پیدا کند و پایش به خانه‌هاى اعیان و اشراف باز شود و سرى توى سرها بیاورد و معاملات کلان انجام دهد.
  • روزهای اول خرداد بود. بابا دم در روی سکوی خانه نشسته بود. ریش قرمزش را می‌خاراند. شبکلاه چرکتابش را برمی‌داشت. دست بر سر طاسش می‌کشید و زیرلب دعا می‌خواند. چشمش دیگر سو نداشت. گوشش، اما تیز بود. هر وقت مهمانی می‌آمد از جایش برمی‌خاست. در حیاط بیرونی را باز می‌کرد، سرش را به سوی هشتی می‌برد، یااللّه می‌گفت و تازه وارد را به حال خود می‌گذاشت. این یک سنتی بود. از این گذشته ضروری نبود به چادر به سران خبر بدهد که نامحرمی دارد می‌آید.

 مهمان‌ها فرضا که محرم نبودند، زنانشان از مردان خانواده رو نمی‌گرفتند.

  • همه‌شان شب‌ها و روزهای جمعه در خانه سالاری‌ها جمع می‌شدند، سور برپا بود. از پیش از ظهر با چای شروع می‌کردند، تریاک می‌کشیدند، ناهار و عصرانه می‌خوردند، قمار می‌کردند و آخر شب که زن‌هایشان قبلا به خانه رفته بودند آن‌قدر عرق می‌خوردند که فقط به یاری یکدیگر می‌توانستند به رخت خواب پناه ببرند.

شمع انجمن در این خوش گذارانی ها، منیژه خانم بود که با یک چشمک امرونهی می‌کرد، با اخمی روزگاری را سیاه می‌ساخت، دست یکی را گرم فشار می‌داد، به دیگری لبخند می‌زد، به سالارفش؛ شوهر دخترعمه افاده می‌فروخت، به خواهر کوچکش عزت الملوک که حتی از فسق با عبدالوهاب پسر سید عبدالرحیم سالارفش هم شرم نشد چشم‌زهره می‌رفت و به شوهرش؛ رئیس دارایی بروجرد تحکم می‌کرد تا دیگران حساب کار خود را بکنند.
همه‌کس هم از عطر و بزک منیژه خانم خوشش نمی‌آمد، آقای امان‌الله اصلا بیزار بود و دلیل اینکه گاهی به این مهمانی‌های شب و روز جمعه نمی‌آمد فقط لوندی‌های زنش خانم عزت الملوک نبود، یکی هم ظاهرا بوی به نظر او زننده عطر و دنگ و فنگ این زن باید بوده باشد.

یکی از موضوعاتی که در کتاب صوتی سالاری‌ها به خوبی به آن پرداخته شده نقش پررنگ زنان در جامعه مردسالار است. به عنوان مثال عزت، منیژه و زیور که سه تن از شخصیت‌های اصلی داستان هستند چنان بر اوضاع تأثیر می‌گذارند که هیچ یک از مردان روزگار توان انجام آن را ندارند. به جرئت می‌توان ادعا نمود که بزرگ علوی چنان به خلق فضاهای داستان پرداخته که کاملا برای خواننده زنده و قابل ملموس است، گویی که در فضای داستان و اتفاقات آن قرار گرفته است.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها