فرانکلین د. روزولت

17 دی 1397 - 1:54
 فرانکلین د. روزولت

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

ازجمله ویژگی‌هایی که موجب تمایز کتاب صوتی فرانکلین د.روزولت شده می‌توان به متن ساده و روان، برخورداری از گاه‌شمار زندگی و همچنین تعریف و توضیح در مورد واژه‌های مورد استفاده در آن اشاره نمود

کتاب فرانکلین د.روزولت در ده فصل به شرح زیر توسط پویا اشعاری روایت می‌گردد:

  • مانعی دشوار در مسیر
  • زندگی در ناز و نعمت
  • مردی زندگی
  • مسیر سیاست
  • پیروزی بر تراژدی
  • روزولت در مقام فرماندار
  • معامله جدید
  • جنگ جهانی دوم
  • ورود آمریکا به جنگ
  • واپسین روزها


«فرانکلین دلانو روزولت در تمام عمرش از آتش می‌ترسید، اما عاشق طبیعت، به‌ویژه مناظر اطراف منزل ییلاقی خود در جزیره‌ی کمپوبلوی کانادا بود. دهم اوت سال 1921 بود که به همراه فرزندانش سوار بر قایق ویرئو، از کلبه خانوادگی در جزیره کمپوبلو به قصد ماهیگیری به راه افتاد. هر چند که او قبل از آمدن به تعطیلات کاملا خسته بود و سختی سفر به جزیره نیز او را خسته‌تر کرده بود، اجازه نداد خستگی مانع آن شود که همراه فرزندانش از یکی از محبوب‌ترین تفریح‌های خود یعنی قایقرانی لذت نببرد.
حین قایقرانی، دودی که در دوردست به هوا برمی‌خاست نظر آن‌ها را به خود جلب کرد. آتشی در جنگل جزیره‌ای کوچک در نزدیکی آن‌ها مشتعل شده بود. هر چند روزولت از آتش می‌ترسید، برای خاموش کردن آن درنگ نکرد. روزولت و فرزندانش قایق خود را به سمت جزیره راندند و در آنجا شاخ و برگه گیاهان همیشه سبز را بریدند و آن‌ها را بروی شعله‌های آتش کوفتند تا خاموش شود.
دخترش آنا روزولت در مورد آن حادثه گفته است: منظره هولناکی بود، اینکه کنار یک دختر صنوبر ایستاده باشی و آن درخت ناگهان آتش بگیرد و شعله‌های آتش با غرشی مهیب آن را احاطه کنند واقعا وحشت‌آور است.
پس از خاموش کردن آتش خسته و کثیف با قایق به سمت جزیره کمپوبلو بازگشتند. روزولت پیشنهاد کرد برای تمیز کردن لباس‌ها و بدنشان همگی تنی به آب بزنند. آنان پس از سه کیلومتر پیاده‌روی در کنار ساحل به دریاچه‌ای با آب زلال رسیدند و با سروصدای زیاد در آب سرد آن مشغول شنا شدند.
هنگامی‌که تمیز اما خسته به کلبه رسیدند، بچه‌ها لباس‌های خیسشان را عوض کردند، اما روزولت تصمیم گرفت قبل از عوض کردن لباس‌هایش روزنامه بخواند. پس از تمام شدن مطالعه‌اش ازآنجاکه احساس سرما و ضعف داشت، به جای اینکه به همراه خانواده شام بخورد، ترجیح داد زودتر به رختخواب برود.»



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها