ترانه خواندن به وقت باران

16 دی 1397 - 4:16
ترانه خواندن به وقت باران

بخش 1

ضعیف

بخش 2

ضعیف

بخش 3

ضعیف

بخش 4

ضعیف

بخش 5

ضعیف

بخش 6

ضعیف

بخش 7

ضعیف

بخش 8

ضعیف

بخش 9

ضعیف

بخش 10

ضعیف

بخش 11

ضعیف

بخش 12

ضعیف

بخش 13

ضعیف

بخش 14

ضعیف

بخش 15

ضعیف

بخش 16

ضعیف

بخش 17

ضعیف

بخش 18

ضعیف

بخش 19

ضعیف

بخش 20

ضعیف

بخش 21

ضعیف

بخش 22

ضعیف

بخش 23

ضعیف

بخش 24

ضعیف

بخش 25

ضعیف

بخش 26

ضعیف

بخش 27

ضعیف

بخش 28

ضعیف

بخش 29

ضعیف

بخش 30

ضعیف

بخش 31

ضعیف

بخش 32

ضعیف

بخش 33

ضعیف

ترانه خواندن به وقت باران عنوانی است که مسیحا برزگر برای کتاب خود انتخاب کرده است. مسیحا برزگر در این کتاب مخاطب را در مسیر ناهموار زندگی به جلو می‌برد و او را در گیرودار زندگی از سقوط می‌رهاند. در کتاب «ترانه خواندن به وقت باران» مخاطب با درون خود روبه‌رو شده و به کشف آن می‌پردازد. در این کتاب از معنویت، کیستی، ایگو، مرگ و زندگی سخن گفته شده است. «زیر باران حقیقت، شادمانه خیس باید شد». کتاب ترانه خواندن به وقت باران با این جمله آغاز می شود. مسیحا تاکید دارد حقیقت را باید با جان و دل بیابیم و  سرخوشانه زیر بارانش خیس شویم. اینگونه است که می توان رهایی را یافت و دل از بند مادیات زمینی رهانید.

به زعم برزگر «جهان دچار تنگناست» و این تنگنا، انسان را به خفگی و دلزدگی از این عصر پر ملال می‌کشاند.  در این دنیای مصرف‌گرا، عشق به فراموشی سپرده شده و شهرت، ثروت و قدرت جای آن را گرفته است. «ترانه خواندن به وقت باران» تلاشی ست برای یادآوری هر آن‌چه که انسان این عصر به فراموشی سپرده و مسیحا ما را زیر باران این اثر، خیس عشق و حقیقت می‌سازد.

«جهان دچار تنگناست. جهان، دل‌مرده است. دلیل این تنگنا و دل‌مردگی، اِعراض از عشق، حقیقت، و زیبایی‌ست. همه به مصرف توصیه و تشویق می‌کنند، و کسی یادآور حقیقت نیست، کسی عشق نمی‌ورزد، کسی در آستانه زیبایی حیرت نمی‌کند. همه به داشتن و انباشتنِ بیشتر قدرت، ثروت و شهرت متمایل‌اند. همه در رقابتی دیوانه‌وار فرسوده می‌شوند و می‌میرند، بی‌آن‌که اساساً از بودن خود در این جهان پهناور باخبر شده باشند.»



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها