همیشه شوهر

15 دی 1397 - 12:57
 همیشه شوهر

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

بخش 11

متوسط

بخش 12

متوسط

بخش 13

متوسط

بخش 14

متوسط

بخش 15

متوسط

بخش 16

متوسط

بخش 17

متوسط

بخش 18

متوسط

داستایوفسکی در مدت 35 سال نویسندگی خود سبک نوشتاری رئال را دنبال می‌کرد. تداخل نوشتن کتاب همیشه شوهر با کتاب‌های دیگری ازجمله ابله و جن‌زدگان سبب نتیجه معکوس و دیده نشدن این کتاب در آن زمان شده‌بود.
علت این هم‌زمانی اوضاع نابسامان مالی داستایوفسکی بود. وی برای رفع آن مشکلات، پی‌درپی نوشته‌های خود رابه دست ناشران می‌رساند.
ازجمله ویژگی‌های سبک داستایوفسکی می‌توان به محدود نبودن به زمان و مکان نوشته‌های وی اشاره نمود. شما زمانی که شروع به گوش دادن کتاب صوتی همیشه شوهر می‌کنید با موارد و اتفاقاتی مواجه می‌شوید که به خود می‌گویید: بله ممکن است برای من هم اتفاق بیافتد! یا این مورد را قبلا هم شنیده‌ام.
درواقع همین امر سبب ماندگار شدن پس از سال‌ها شده است. به معنای تحت‌الفظی آثار فیودور کلاسیک است.
داستایوفسکی در نوشته‌های خود از چنان تصویرسازی برای همراهی مخاطب با شخصیت‌های داستان در نظر گرفته است که می‌توان گفت شما برای گوش‌دادن ادامه کتاب، لحظه‌شماری می‌کنید چراکه در هرلحظه مخاطب را به چالش می‌کشاند وسواس‌های متداول در ذهن او ایجاد کرده ولی بلافاصله پاسخ را در اختیار مخاطب می‌گذارد.
جادوی سبک نوشتاری فئودور، ذهن‌خوانی مخاطبانش است که برای اعمال آن در نوشته‌هایش بی‌نظیر است. فئودور خودرا به‌جای مخاطب می‌گذارد و تمامی سوال‌هایی که به ذهن او می‌رسد را حدس می‌زند و برای آن پاسخی درخور، در خلال داستان اصلی قرار می‌دهد.
در کتاب همیشه شوهر شما با تناقض میان اتفاقات و کلمات، پی‌درپی غافلگیر می‌شوید این هم یکی دیگر از ویژگی‌های سبک فئودور است.
داستایوفسکی می‌تواند احساسات را به‌خوبی از طریق کلمات و یا جملات کوتاه بیان کند و خواننده بدون اینکه برای درک کلمات تاملی داشته‌باشد خود را در آن غوطه‌ور ببیند.
ایده پردازی داستایوفسکی بی‌نظیر است هیچ‌گاه سعی به روایت موضوعات تکراری به سبک خود نکرده است بلکه بلعکس او بوده که موضوعات و ایده‌های جدید را برای نویسندگان بعدی خلق نموده است.همین نشان از ذهن خلاق و پویای وی دارد.
داستایوفسکی در کتاب همیشه شوهر، رابطه‌ای رابه نقد می‌کشاند که خیلی ساده و پیش‌‌پا افتاده به نظرمی‌رسد اما در واقعیت چیز دیگری است.
در مورد کتاب همیشه شوهر این نکته حائز اهمیت است که چون فئودور در شرایط عادی به سر نمی‌برده کتاب از زبان شخصی با بیماری مالیخولیا که نزدیک به شخصیت خود داستایوفسکی است شرح می‌شود. شخصیت اصلی این داستان شوهر یا پاول نیست بلکه دوست او یعنی ولچانینف است.
شخصیت ولچانینف عیاش، ثروتمند و البته تابع قوانین ادبی است و همین ویژگی به‌مراتب تصدیق‌کننده تضاد به‌کار‌رفته در سبک نوشته همیشه شوهر است.
داستایوفسکی تنها نویسنده‌ای است که موفق شده قلمی روان را با پیچیدگی مضمون در هم آمیزد و موضوع موردنظر خود را در ذهن مخاطب جا بیاندازد. داستایوفسکی با مخاطب خود صادق است، در پی نقدی شرافتمندانه و درعین‌حال پرمغز، داستان را روایت می‌کند. هیچ‌گاه پایان داستان‌هایش بازنیست بلکه به ظن خود و با ذهن‌خوانی مخاطب آن را طوری به پایان می‌رساند که هم تمام نکات موردنظر خود را گفته باشد و مخاطب هم در پایان داستان سردرگم نماند.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها