ایام بی شوهری

15 دی 1397 - 11:26
ایام بی شوهری

بخش 1

خوب

بخش 2

خوب

بخش 3

خوب

بخش 4

خوب

بخش 5

خوب

بخش 6

خوب

بخش 7

خوب

بخش 8

خوب

بخش 9

خوب

بخش 10

خوب

بخش 11

خوب

بخش 12

خوب

بخش 13

خوب

بخش 14

خوب

بخش 15

خوب

رمان صوتی ایام بی‌شوهری، درواقع واگویه‌های پراکنده نویسنده است که درمجموع شکلی داستانی به خود می‌گیرد. به این نوع سبک نگارش، در اصطلاح، جریان سیال ذهن می‌گویند؛ یعنی نوعی از روایت، که در آن حدیث نفس راوی را با خودش می‌شنویم و ازجمله ویژگی‌های آن، در هم تنیدگی ساختار زمان و مکان در قصه و صمیمیت و شفافیت بیشتر لحن راوی است.
راوی اول‌شخص کتاب، زنی حدودا چهل‌ساله و مجرد است که از دغدغه‌هایش می‌گوید، خصوصا از تنهایی‌اش که مشکل اصلی او به‌حساب می‌آید.
تمام محتوای کتاب، در ذهن نویسنده می‌گذرد و تعمدا، بدون توالی زمانی بیان می‌شود. نویسنده از آرزوها، حسرت‌ها، افکار و خاطراتش در تمام مراحل زندگی می‌گوید؛ درواقع نسترن رها، دردها و درمان‌هایش را در قالب داستان به مخاطب عرضه می‌کند. نسترن رها، خودش دراین‌باره می‌گوید:
«برای همه آدم‌ها لحظاتی پیش می‌آید که در صورت نبودن لحظات عاشقانه، احساس تنهایی می‌کنند. این تنهایی ممکن است برای اقشار، سنین یا شغل‌های متفاوت اتفاق بیفتد. یک کودک یا یک زن خانه‌دار هم ممکن است لحظاتی، تنهایی عمیق را تجربه کرده باشند. این داستان درباره برخی آدم‌هایی هم هست که به ‌رغم داشتن دوست، همسر و خانواده، تنهایند.»
ایام بی‌شوهری، تنها، مونولوگ‏هایی برای گله و شکایت از تنهایی نیست؛ بلکه هر چه در متن پیش می‌رویم، احساس می‌کنیم که نویسنده، تنهایی را فقط مختص به خود نمی‌داند. ازنظر او، هرکس به ‌نوعی تنهاست و این ربط چندانی به‌ مجرد یا متاهل بودن ندارد و حتی گاهی به تمجید از تنهایی می‌پردازد و آن را حاصل انتخاب خود می‌داند نه تقدیرش:
«روبروی درهر قلبی رسید دل من، با چرخ عشق، نوشته بود (پارک نکن پنچر می‌شود) من هم‌ روی قلبم چند سالی نوشته‌ام: لعنت به کسی که اینجا آشغال بریزد...  »
راوی داستان، گاهی از رویاهایش برای آینده نیز حرف می‌زند. از آرزوی مادر شدن و دختری فرضی به نام ثمین رها که ماجراهایش را تا سه‌سالگی پیگیری می‌کند و گاهی با او به درد دل می‌نشیند.
به‌جز راوی، تقریبا تمام شخصیت‌های داستان، فرعی به‌حساب می‌آیند و حضور کم‌رنگی دارند که شاید به این دلیل باشد که مخاطب، بتواند راحت‌تر، تنهایی او را در بین این‌ همه آدم درک کند و با او هم‌ذات پنداری بیشتری داشته باشد:
«محبوبه از نگاه به دورها دست برنمی‌دارد. می‌گویم: شوهر من باید یه‌کمی روشنفکر باشه یه‌کمی خل... یه‌کمی هم قاتل. مرجان می‌گوید: قاتلش دیگه واسه چی؟ یعنی لای پنبه بزرگ نشده باشه. شیرین می‌گوید: این هم که شد دانیال و من یک‌لحظه فکر می‌کنم: دانیال؟! اما رویاها، رویا هستند وزندگی انگار چیز دیگری است»
همراه شدن فرم خاص داستان و سبک روایت اول‌شخص با صدای گوینده، بر زیبایی اثر افزوده و باعث ارتباط بهتر مخاطب با این کتاب صوتی می‌شود.

کتاب ایام بی‌شوهری به گفته خود نویسنده، چکیده تدوین ‌شده اوست که به‌ صورت یک مجموعه داستانی درآمده. با پیدایش وبلاگ‌ها و پس‌ازآن، شبکه‌های مجازی، رفته‌رفته، سبک نگارش جدیدی به وجود آمد که شبیه به خاطره‌نویسی بود اما تفاوت‌های بسیاری با آن داشت. وبلاگ نویسی، شاید چیزی بین نوشتن دفترچه خاطرات و نویسندگی برای عموم است که بستر جدیدی را برای خلق آثاری متفاوت فراهم کرد. در این نوع نگارش هم جسارت و صمیمیت خاطره‌نویسی و هم تکنیک و وسواس نویسندگی حرفه‌ای را هم‌زمان باهم مشاهده می‌کنیم. نسترن رها ازجمله وبلاگ نویس‌هایی است که با انتشار اولین کتابش یعنی، ایام بی‌شوهری، وارد فضای حرفه‌ای نویسندگی شد.
راوی اگرچه از تنهایی خودش می‌گوید، اما محتوای کتاب، عجز و آه و حسرت نیست. تنهایی او، شبیه به‌تنهایی خیلی‌هاست و از حرف‌هایش این‌طور برداشت می‌شود که بی‌شوهری، مشکل اصلی او نیست؛ بلکه ازدواج نکردن به او بینش و فرصتی داده که توانسته بیش‌تر از هم‌نوعان متاهلش به مشکلات اساسی‌تر، ازجمله «تنهایی» در معانی و مصادیق گسترده‌تر، فکر کند. تنهایی او درواقع تنهایی انسان مدرن است یا اگر بهتر بگوییم، «انسان گیر افتاده بین سنت و مدرنیته». در درجه دوم، زن بودن راوی، اهمیت پیدا می‌کند. زنی با آرزوهای نه‌چندان عجیب ‌و غریب؛ زنی با نیازهای معمولی شبیه به سایر زنان جامعه که از دردی مشترک می‌گوید و در مرتبه سوم بحران میان‌سالی راوی، به چشم می‌آید.
نسترن رها گاهی زبانی تلخ دارد و گاهی لحنی طنزآمیز به خود می‌گیرد؛ گاهی از عمیق‌ترین مسائل حرف می‌زند و گاهی با سطحی‌ترین دغدغه‌ها خودش را مشغول می‌کند. مجموعه این واگویه‌های متفاوت و گاه متعارض، موجب می‌شود که در باورپذیری شخصیت او هیچ مشکلی نداشته باشیم. او قلمش را کاملا به ناخودآگاه ذهنش سپرده و شبیه کسی که روی صندلی روانکاو نشسته، بی‌رودربایستی و خجالت، شخصی‌ترین افکارش را بیان می‌کند.
کتاب از دیدگاه روانشناسانِ و جامعه‌شناسانه نیز تا حد زیادی جای تحلیل و تعمق دارد و شخصیت نسترن، درعین‌حال که بیانگر خود اوست، قابل ‌تعمیم به بخش زیادی از جامعه نیز هست.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها